الگوریتم نگاه زیست شناسی-برنامه نویسی
| ||
|
تصميم رفتن به جايي را گرفتم كه براي اولين بار بود ميخاستم به انجا بروم مسير رو هم نميدونستم اما به خودم مطمئن بودم كه راه درست رو براي رسيدن به مقصد ميتونم پيدا كنم، با ترنادوي خودم به راه اقتادم دوچرخمو ميگم اكه متهم به دنيا پرستي نشم دوجرخمو خيلي دوست دارم بگذريم ... همينطور كه يه جاده خاكي رو ميرفتم راه دو شاخه شد و من راه مستقيمو انتخاب كردم خلاصه اخرش رسيد به بن بست يعني رودخونه و تازه فهميدم كه راه رو اشتباه اومدم اما جاده اصلي به فاصله 500 متر در كنارم قرار داشت دل به دريا زدمو از رودخونه گذشتم حالا تصور كنيد كف رودخونه گلي افتاب داغ ترنادو در بغل خار ها و سنگلاخ ها در پيش و منم اعصاب خورد از اينكه چرا اشتباه اومدم و ديگه فقط ميخواستم اين مسيرو هرچه زودتر طي كنم به اصلي برسمو زير يه درخت استراحت كنم با اعصاب خوردي تمام به اصلي رسيدم ديگه نا نداشتم ترنادو رو زمين گذاشتم و توقف كردم ناگهان پشت سرمو مسيري كه اومدمو نگاه كردم .... مبهوت شدم .. چقدر اين راهيكه اودم زيبا بود چه چشم اندازي واقعا لذت بردم و غرق در فكر شدم كه چرا هيچ توجه به اطراف نكردم وفقط سختي هاي مسيرو ديدم با وجود اون همه زيبايي.. بعد عميق تر به قضيه نگاه كردم... نكنه از گذشته هايي كه راضي نيستم.... و نكنه از الاني كه راضي نيستم... و نكنه دنيايي كه بودن توش ازارم ميده.....
وشايد هم اينطور،كه گاهي و يا هميشه براي رسيدن به اصلي بايد از بيراهه رفت... موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |